دانلود آهنگ سینا سرلک جنگل را بیابان میکنند
دانلود آهنگ جدید سینا سرلک جنگل را بیابان میکنند
Download New Music Sina Sarlak Jangal Ra Biyaban Mikonand
آهنگ جنگل را بیابان میکنند سینا سرلک همراه با متن آهنگ و کد پخش آنلاین در وبلاگ
از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
ضمن اعلام سپاس و قدردانی خدمت شما کاربر محترم جهت انتخاب سایت هوادار موزیک برای دانلود آهنگ جنگل را بیابان میکنند سینا سرلک , شما میتوانید متن آهنگ جنگل را بیابان میکنند و همچنین لینک های دانلود این آهنگ سینا سرلک را از قسمت پایین مشاهده کنید همچنین پخش آنلاین موزیک جنگل را بیابان میکنند همراه با “کد پخش آنلاین در وبلاگ” در دسترس شما قرار داده شده است , جهت دانلود آهنگ جنگل را بیابان میکنند می توانید از نرم افزارهای دانلود مثل دانلود منیجر (IDM) استفاده کنید و یا روی لینک دانلود کلیک راست کنید و گزینه save link as رو کلیک کنید.
متن آهنگ سینا سرلک بنام جنگل را بیابان میکنند
از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم
زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید
آدمیت مرد بود
گرچه آدم زنده بود
از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود آدمیت مرده بود
بعد دنیا پر از آدم شد و این آسیاب
گشت و گشت
قرنها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغ
آدمیت برنگشت
من که از پژمردن یک شاخه گل
از نگاه ساکت یک کودک بیمار
از فغان یک قناری در قفس
از غم یک مرد در زنجیر حتی قاتلی بر دار
اشک در چشمان و بغضم در گلوست
مرگ او را از کجا باور کنم
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان میکنند
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردان با جان انسان میکنند
آنچه این نامردان با جان انسان میکنند
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است
تکست آهنگ سینا سرلک به نام جنگل را بیابان میکنند
آنچه این نامردان با جان انسان میکنند
آنچه این نامردان با جان انسان میکنند
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است





دیدگاه خود را بگذارید